دوباره روییدیم!

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم الرزقنا توفیق الطاعه و بعد المعصیه
اللهم اجعل عواقب امورنا خیرا
اللهم اجعلنا من خیر انصار مولانا صاحب الزمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف)
خدایا توفیق درک و قدردانی شب قدر را به ما عنایت فرما.

خدا را شکر در مجموعه ای مشغول به فعالیت هستم که رهبری در باره آن فرمودند:
((قدر عضویت در انجمن اسلامی را بدانید))

بله‌،یک انجمنی همیشه انجمنی است٬حالا می خواهد مثل بنده ی حقیر توفیق حضور در اتحادیه را داشته باشد یا آن که در جایی دیگر مشغول به فعالیت برای خدا و امام زمان(علیه السلام).
هدف همان هدف٬یعنی کسب رضایت خداوند و پیوستن به اوست و راه و رسالت هم همان.
چنان چه امام خمینی(رحمه الله علیه)فرمودند:
((رسالت انجمن های اسلامی،دنباله ی رسالت انبیاست))

پس اگر واقعا انجمنی باشیم نباید هدف فراموش شود و یکی از بهترین مکانهایی که آدم می تواند به واقع برای خدا فعالیت کند(ان شاء الله) و خودسازی برای سربازی امام زمان(علیه السلام) انجام دهد به راستی همین مجموعه اتحادیه انجمن های اسلامی دانش آموزان(خراسان رضوی)است.مجموعه ای که پیرو خط امامت و ولایت و شهدا می باشد.این را پس از ماه دوری و تفکر درباره دو سال و نیم خدمت در اتحادیه عرض میکنم.
از خدا می خواهم از من بگیرد آن چه که توفیق خدمت در این مجموعه را از من می گیرد.
از زبان دوستانی که از اتحادیه برای ادامه رسالت خود به جایی دیگر رفته اند از جمله بنده ی حقیر (کسانی که خیر و برکت خدمت در این مجموعه مقدس را درک نموده اند)بارها شنیده ام و به بچه ها میگویم"خوش به حالتان٬قدر خودتان و لحظات حضور در اتحادیه را بدانید"

انشاءالله در ادامه در وبلاگی با نامی که خدمتتان عرض خواهم کرد به زودی مطالبی در موضوعات مختلف را بر روی این وبلاگ اصیل قرار میدهم تا دوستانی که در اتحادیه نیستند از اخبار مطلع گردند.یاعلی

شب قدر!(فزت و رب الکعبه)

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم الرزقنا توفیق الطاعه و بعد المعصیه
اللهم اجعل عواقب امورنا خیرا
اللهم اجعلنا من خیر انصار مولانا صاحب الزمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف)
خدایا توفیق درک و قدردانی شب قدر را به ما عنایت فرما.

خدا را شکر در مجموعه ای مشغول به فعالیت هستم که رهبری در باره آن فرمودند:
((قدر عضویت در انجمن اسلامی را بدانید))

بله‌،یک انجمنی همیشه انجمنی است٬حالا می خواهد مثل بنده ی حقیر توفیق حضور در اتحادیه را داشته باشد یا آن که در جایی دیگر مشغول به فعالیت برای خدا و امام زمان(علیه السلام).
هدف همان هدف٬یعنی کسب رضایت خداوند و پیوستن به اوست و راه و رسالت هم همان.
چنان چه امام خمینی(رحمه الله علیه)فرمودند:
((رسالت انجمن های اسلامی،دنباله ی رسالت انبیاست))

پس اگر واقعا انجمنی باشیم نباید هدف فراموش شود و یکی از بهترین مکانهایی که آدم می تواند به واقع برای خدا فعالیت کند(ان شاء الله) و خودسازی برای سربازی امام زمان(علیه السلام) انجام دهد به راستی همین مجموعه اتحادیه انجمن های اسلامی دانش آموزان(خراسان رضوی)است.مجموعه ای که پیرو خط امامت و ولایت و شهدا می باشد.
از خدا می خواهم از من بگیرد آن چه که توفیق خدمت در این مجموعه را از من می گیرد.

دوستان و مخاطبان کوخ!
زیبایی و جذابیت خدمت در این مجموعه را تا زمانی که در آن حضور نداشته باشید درک نمی کنید.(البته من هم هنوز درک نکرده ام!)
از زبان دوستانی که از اتحادیه برای ادامه رسالت خود به جایی دیگر رفته اند (کسانی که خیر و برکت خدمت در این مجموعه مقدس را درک نموده اند)بارها شنیده ام"خوش به حالتان٬قدر خودتان و لحظات حضور در اتحادیه را بدانید"

*اگر بخواهیم به فرعیات و حواشی بپردازیم دیگر کار در این مجموعه کم اثر می شود.قرار باشد
کوچک ترین مشکلات را آن قدر بزرگ جلوه دهیم که همه فکر کنند الان اوضاع وخیم است٬کار درستی نیست.(مومنان در صبر و غلبه بر مشکلات شناخته می شوند)
این مشکلات همه فرع است و در همه جا وجود داشته و هست و حل آن راه مناسب خود را دارد.
اصل چیز دیگری است و مهم.
وقتی ما بخواهیم به اصل خدمت در اتحادیه و هدفمان توجه کنیم زیبایی و قداست کار در این مجموعه را درک میکنیم.

خیلی سرتان را درد نیاورم فقط می خواستم خدا را بابت توفیق خدمت به خودش(ان شاء الله) آن هم در اتحادیه شاکر باشیم و از او بخواهیم به حق این شب های قدر و روزهای عزیز ضیافت الله توانایی خدمت به خودش راتا آخرین نفس در وجودمان نهاده تا برای او باشیم،برای او زندگی کنیم،برای او نفس بکشیم،برای او بمیریم و از همه چیز بگذریم و  ما را از یاران راستین امام مهدی(روحی فداه)قرار دهد.

التماس دعا!

اخلاص در 3 پرده-مرگ تدریجی اخلاص

سلام بر مردان خدا...

زنده بشی اهل بهشتی!
پرده اول:
یادم میاد پارسال که توفیق شد وارد اتحادیه شدم برای اولین بار که حاج آقای نوری به من گفت:((زنده بشی اهل بهشتی)) تعجب کردم نفهیدم که منظور حاج آقا چی بود فقط گفتم:(ان شاءالله).مدتها گذشت آقای هروی رو می دیدم که تا دیر وقت یک تنه کار می کنه بدون این که حتی یک نفر هم کمکش کنه.در این مدت من فقط یک بار دیدم که آقای هروی ناهار بخوره و دیگه در یاد ندارم که آقای هروی رو به جز کار مشغول چیز دیگه ای ببینم.کم کم داشتم می فهمیدم منظور حاج آقا چیه اما این اخلاص رو من در وجود کسی می بینم که حتی یک بار هم ادعای مخلص بودن نکرده بود.اما دوستانی که خودشون رو با اخلاص می خوندن می دیدم که وقت خودشون رو به بطالت می گذرونند و برخی اوقات حتی کار اصلی خود رو انجام نمیدهند .غافلیم از این قضیه که اتحادیه می تونه زمینه ساز ورود به بهشت ما باشه به   شرط این که خودمون بخواهیم.من خدا رو شکر می کنم که در این مجموعه هستم و از او می خواهم تا برای او کار کنم و برای او باشم و لا غیر.

هر کاری که کار ما نیست!
پرده دوم:

اين جمله را بارها و بارها از زبان كسي شنيدم كه فکر می کردم چقدر با اخلاص باشد.

اين روزها چيز هايي را ديدم و شنيدم كه ديدنش برايم غير قابل باور و شنيدنش را فرض محال مي پنداشتم.مسئول قسمتي آقاي x است و آقايy مسئول فلان قسمت.براي آقاي x مشكلي پيش آمد از آقاي y ميخواهد كاري را انجام دهد.در جواب آقاي y  عليه السلام مي فرمايد((هر كاري كه كار ما نيست)).
اين درست عكس اون چيزهايي بود كه من مي شنيدم.شنيده بودم در اتحاديه كساني هستند كه كف حياط اتحاديه را جارو مي زنند و ...اما حالا آقايون تريپ مديريتي برداشتند و برايشان افت دارد كه كاري از مجموعه را كه در حيطه وظايفشان نيست انجام دهند.اي كاش لا اقل كار اصلي خودشان را هم انجام مي دادند.كساني كه گاهي مي نشينيم پاي اينترنت و كار ها و حرفها و اعتراضات بيهوده و بي منطق را انجام داده و هيچ كاري انجام نميدهيم و حتي وقتي به ما مي گويند ((عن اللغو معرضون))آيه قرآن را هم مسخره مي كنيم و هيچ منطقي به خرج نمي دهيم.

مرگ تدریجی اخلاص!
پرده سوم:

و امروز ديدم آن چه را كه نبايد مي ديدم.از بيرون داخل اتحاديه شدم.صداي جارو برقي شنيدم.با خودم گفتم كه حتما بچه ها ي با اخلاص اتحاديه دارند اتاق هاشون رو جارو مي زنند چون كه من يادمه  زماني كه دانش آموز بودم  وقتي ميامدم اتحاديه مي ديدم دوستان آن موقع دارند اتاقشون رو جارو دستی مي زنند كما اين كه الان هم كساني هستند كه اتاق هاشون رو جارو مي زنند.وارد كه شدم وقتي داخل اتاق رو ديدم با خاك يكسان شدم.مشاهده كردم كه 2 تن از دلاوران با اخلاص !!!! بر روي صندلي هاي مديريتي خود نشسته اند و حاج آقاي نوري دارند اتاقشان را جارو مي زنند.اين جا بود كه فهميدم كه اخلاص در بين برخي از بچه هاي ما علي الخصوص خودم مرده.
من زماني كه دانش آموز بودم حسرت مي خوردم  به حال بچه هاي آن موقع كه در اتحاديه كار مي كردند و آرزو داشتم مثل آنان به اين مجموعه كه همه براي خداي خود فعاليت مي كردند وارد شوم.اما حالا كه هستم من كه هيچ اثري از اخلاص ندارم مي خواستم كه اخلاص را از اين رفيقان خودم ياد بگيرم اما غافل بودم از آن كه اخلاص در بين ما مرده.
در ضمن خيلي از ما خودمان را در تشكيلات عالم دهر فرض كرده و همه چيز را به مسخره مي گيريم.
امیدوارم تلنگری به خودم و تمام کسانی که ادعای مخلص بودن می کنند خورده باشند و شهدا را واسطه قرار می دهیم تا خدا گوشه ای از اخلاص آنان را به ما بدهد.آن وقت می توانیم انتظار داشته باشیم که مسئول انجمن ما اخلاص را درک کرده و مخلص باشد.

به احترام مرگ اخلاص سكوت کرده و از خدا می خواهیم:

خدایا توفیق مخلص بودنت را به ما عنایت فرما.

 


 

باران نخواهد آمد...

                           بسم الله الرحمن الرحیم                           

                                   کشـتـی نـسـاز ای نوح          طوفان نخواهد آمد

                                   بــر شــوره زار دلـــها          بــاران نخواهد آمد

                                   شـایـد خـدا بـه شـعــرم         لـبـخند زنـد ولیکن

                                  جایی که سفره خالیست          مهـمـان نخواهد آمد

                                  رفـــتــــی کـــلاس اول        این جمله را عوض کن

                                   آن مـــرد تـا نــیــایــد          بـاران نـخـواهـد آمد

 

 

ما انصارالمهدی(ع) هستیم!


بازهم جمعه و ما در انتظار آمدن بهار حقیقی عدل و انسانیت نشسته ایم.

یا ابا صالح(عج) از وقتی شنیدم که جمعه می آیی با خودم گفتم که ای کاش هر روز جمعه باشد.

انصار المهدی(عج) بدانید که اوخواهد آمد...

اللهم عجل لولیک الفرج

 

الا مسافر صحرا خدا کند که بیایی

                                           امید غائب زهرا خدا کند که بیایی