شتری که باید رفت در خانه اش!
بــســم ا...
ســلام

و چنین است که قوانین و سنت های ثابت طبیعت، برایش رئیس و مرئوس ، میر و فقیر، فرقی نمی کند و اگر قسمتت باشد باید بروی و قسمتی از عمرت را بدهی! حال می خواهد پارتی ات هر چقدر هم عریض و حجیم(1) باشد و یا منصب و مقامت طویل و رفیع.
خلاصه شتری است که باید بروی درِ خانه اش! (2)
اما این بار از بد روزگار برای طعمه و خوب روزگار برای کوخ نشینان، قوانین گشت و گشت و یک جوان رعنا و ملک سیرت(3) را انتخاب کرد؛ بدین طریق که پیک حق(4) آمد و به این جوان گفت: تو انتخاب شده ای...!
البته این پیک چون پیک هایی که شما دیده و تصور کردهاید نیست، پیکی است به نام اعزامیل و قریب شباهتی دارد به عزرائیل ، با اندکی تفاوت که پاره ای از عمر و جانت را می گیرد نه تمامش را. بستگی به خودت دارد که دوام بیاوری یا نه؟! مگر نه، تمام عمر و جانت را از کف داده ای.
و هنگامی که انتخاب شدی و رفتی، آنجاست که فرشتگانی چون نکیر و منکر به سراغت می آیند و در آن غربت، مقام و منصب، سفارش شده یا نشده، بچه نه نه یا دلبسته هرکی ، پاستوریزه و غیره برایت نان و آب نمی شوند و تو باید جان داشته باشی و توان و اندکی زیاد صبر مگر نه فاتحه ... .
آری ، این بار این بلای جوانان سوز یا ساز، دامن مقام معظم ریاست اتحادیه (روحنا فداک) را گرفت و ایشان را به مدت 2 ماه به امانت برد. و از امروز مسئول مان با دل و سری صاف، رفت خدمت مقدس سربازی و به این مقام رفیع نزول یافت و مو به موی خود را در راه خدمت تقدیم کرد.
رئیس جان خیالت از ما و اتحادیه راحت باشد. قول می دهیم اگر برگشتی اتحادیه ، شاهد تحول آن جا باشی و از شوق زیاد قصد برگشت کنی... !
رئیس جان، آن جا در کاسه آشت هر نخودی را دیدی یاد ما کن تا ما هم اینجا برایت دعا کنیم تا شاید بعد از این دو ماه بیایی، شاید ... .
1. کلفت
3. آنکه خوی وی مانند فرشته باشد ( شاید اغراق! - شاید تلمیح به پاچه خاری و تضمین از دست ندادن سمت)
4. دفترچه اعزام به خدمت
پ.ن :
- اگر عمری بود به زودی ، ساعت و وظایف کاری جدید اتحادیه را در ایام بی رئیسی، منتشر می کنیم!
- ببخشید که عادت کردیم به خزعبل نوشتن!
- التماس دعا
