آتش مهجور ساختن قرآن

بــســم الله

ســلام


آهای مردم، همین قرآنی که به دلیل هتک حرمتش و اهانت به آن قیام کردیم و محکومیت، عمریست آشکارا به احکامش در کوچه و خیابان، خانه و محل کار، مدرسه و دانشگاه و ... اهانت می‌شود و ما سکوت کرده‌ایم. مگر همین قرآن از حجاب نگفته که حال کوچه و خیابان هایمان تالار عروسی زنانه شده و باید به برادر کوچکت بگویی ورود مردها از خانه به بیرون ممنوع! و تو باید مرد باشی که از خانه نزنی بیرون! و آنجا کجایند همین‌هایی که حال سنگش را به سینه می زنند؟! و کجایند این خلوت گزینانی که شعاع قرآنی بودنشان تا سر رحل است و همین که حالی بهشان دست می‌دهد دیگر خداحافظ رفیق! و کجایند "وَ الْمُؤْمِنُونَ وَ الْمُؤْمِناتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِیاءُ بَعْضٍ یَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ یَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ ..." که قیام کنند که معروف و منکر جایشان عوض شده است و جای قرآن ما عوض نشده است و هنوز بر روی طاقچه مانده است؟! و حداکثرش به صورت سمبلیک در بعضی از مراسمات جای داده می‌شود! و جای تاسف دارد فلانی قرآن را بر روی دانه برنجی می نویسد و جز فاعل چیزی و کسی دیگر معرفه نمی‌شود و قرآن می شود وسیله‌ای برای رکورد زنی برای خود شناساندن نه خداشناسی!
و خاک بر سرمان که قرآن‌هایمان خاک می‌خورد و دنبال هزاران متد و روش برای تربیت نسل جوان هستیم؟! و صدها برنامه و همایش می‌گذاریم اما کمتر خبری از همان حلقه‌های کوچک تلاوت قرآن است!؟
و خاک بر سرمان که شویم همین قومی که "  وَقَالَ الرَّسُولُ يا رَبِّ إِنَّ قَوْمِي اتَّخَذُوا هَذَا الْقُرْآنَ مَهْجُورًا(الفرقان/30)"
آری قرآن را مهجور ساخته‌ایم و آتش این مهجوریت کمتر از آتش زدن چند قرآن نیست!آتش زدن قرآن دامن همان شیطان صفتان ابله را می‌گیرد، اما مهجور ماندن قرآن و اهانت به احکام آن دامن این نسل و نسل‌های دیگر را گرفته و می‌گیرد و این خواسته همان مزدوران  آمریکایی و صهیونیستی و غیره است که سال‌هاست سر اسلام جنگ دارند.

و به امید آن که جای قرآن‌هایمان روی طاقچه دلمان شود و همه به سوی آن بازگشت کنیم.



پ.ن:

* الــتــمــاس دعــا


«فوری ترین» مسئله دنیای اسلام

بـسـم الله

سـلام



به خبر فوری‌ای که بیش از یک ماه است به وقوع پیوسته است توجه فرمائید:

« طغیان رود سند باعث شده که بیش از 10 هزار روستا از بین برود. دهها هزار مسجد مدرسه و حسینیه در طول این خط طولانی از بین رفته است و در حدود 40 تا 50 میلیارد دلار خسارت به پاکستان وارد شده است. مردم این کشور به آب و غذا و سرپناه احتیاج دارند. حضرت آیت الله خامنه ای در خطبه دوم نماز عید فطر با اشاره به سیل پاکستان و «فوری ترین» خواندن مساله آن تصریح کردند: آنچه در قضایای جهانی و منطقه ای برای امت اسلام مهم می باشد سیل پاکستان است.

آقایمان بغض کرده بودند و این صحبت ها را امروز در نماز عید فطر فرمودند و سیل پاکستان را «فوری ترین» مسئله دنیای اسلام خواندند.


* شیشه شیر این بچه خالیست...

* پیامکی آمده بود: ...مومنان لای در نمانید...




" به مهربانی‌ات که پایان ندارد و احسانت که کاستی نمی‏پذیرد، خداوندا بر محمد و آلش درود فرست و درد از دست رفتن رمضانمان را جبران کن و روز عیدمان و فطرمان را بر ما مبارک گردان و آن را از بهترین روزهایی قرار ده که بر ما گذشته، که بیشترین عفو را موجب و بیشترین معاصی را محوکننده باشد و گناهان پنهان و آشکار ما را مورد مغفرت قرار ده."

(فرازی از دعاي وداع امام سجاد (ع) با ماه رمضان)

* التماس دعا

کوخ؛ اختلاف زا یا اختلاف زدا؟!

بـسـم الله

سـلام


مدتی است کوخ و مطالب و نظرات آن حاشیه هایی را بوجود آورده است، به طوری که موضوع بعضی از جلسات اصلی اتحادیه هم  شده و اخیرا در شورای معاونین، زمانی از جلسه را به خود اختصاص داده است! و باعث و بانی بعضی از اختلافات بوجود آمده معرف شده است. قصد این بود که نگاهی به چگونگی بوجود آمدن این وبلاگ و این که ایده‌اش از کجا آمد، بیاندازم و هدف هایی را که برای کوخ ترسیم کرده بودیم. اما نه در حوصله است بلکه طرح آن‌ها نیز به نوعی یادآور بعضی موضوعات است که در این شرایط، مصلحت بر عدم بازخوانی آن‌هاست.
از ابتدا تا به حال شاهد مطالبی با موضوعات و قالب‌ها و کیفیت‌های گوناگونی بودیم که اکثریت آن‌ها موضوعاتی صنفی و درون سازمانی بود که گاها به کنایه و طنز و گاها مستقیم و جدی بیان می شد و این فرصت خوبی بود تا خارج از وقتی که دوستان در مجموعه صرف می کنند به تبادل نظر درباره موضوعاتی بپردازند که این فرصت در داخل مجموعه به دلیل حجم بالای کارهای اجرایی و یا غیره، کم تر امکان‌پذیر بود! البته فضاهای صمیمانه‌ای که عزیزان در فضای حقیقی با یکدیگر داشتند به این فضای مجازی نیز کشیده می شد.‌ و مجالی بود برای ارتباط تعدادی بچه مذهبی در فضای سایبر.
در این میان نیز مطالبی دیده می شد که حاصل دغدغه های دلسوزانه دوستان و مشکلاتی که ایشان در مجموعه می دیدند، بود و برای حل و فصل آن‌ها متاسفانه تذکرات لسانی مکرر اثر نکرده بود و یا فرصتی برای بیان آنها داده نمی‌شد و یا در بهترین حالت توجیه می‌شد و برای آن‌ها استدلال‌هایی منطقی آورده نمی‌شد و نَشتیِ این بغض‌ها در لابلای خطوط مطالبشان و یا نظراتشان دیده می شد.
اما الحمدلله کوخ‌نشینان اگر مشکلاتی را مشاهده می‌کردند، همچون بعضی، طریق زیرآب زدن را پیش‌رو نمی‌گرفتند و صراحتا انتقادهای خود را بیان می‌کردند که این از نقاط مثبت مدیریت مجموعه بود که فاصله‌هایی کاذب بین خود و اعضای مجموعه ایجاد نکرده بود. البته موضوع طرح انتقادها و نقد روش‌های مجموعه نیز با ایشان هماهنگ شده بود که از این مدل استقبال کردند؛ البته با رعایت نکاتی که خود ما نیز مراقب آن‌ها در کوخ بودیم. و در مطلبی شاهد بودید که کلیه نظرات پاک شد. هر چند ‌به توصیه بعضی بود و در نهایت تمامی تقصیرات به پای ما گذاشته شد و بعدش همان دوستان فرافکنی کردند! بماند ... .

اخیرا با درج مطلبی انتقادی در کوخ و در پی‌اش نظراتی که بر آن درج شد، شاهد گاردهایی بودیم که به جای بیان پاسخ‌هایی روشن و قانع‌کننده، محلی شد برای نزاع و مجادله دوستان، و از سمتی مسئول مجموعه در نظری بیان داشتند که "... اما بعضي خروجي هايمان را كه به نسبت حساب ميكنم فاصله معنا داري با برخي خروجي هاي دوستان داشت" و بعضی از بچه‌ها را به سیاه‌بینی متهم کردند و با دامن زدن به این موضوع در جلساتی، که فلانی و فلانی کانون اختلاف‌اندازی مجموعه هستند سعی بر دفع بعضی کردند و نوک پیکان انتقادات را به طرف آنان هدایت کردند.
و این برای دوستانی که با حکم خودِ مسئول اتحادیه مخلصانه به مجموعه آمده‌اند بسیار گران بود که فاصله‌های خروجی‌های دوره‌ای به مانند پتکی بر سرشان کوبیده شود و در لفافه آن‌ها را عقب‌مانده بنامند. و این موضوع و سایر نکات دیگر باعث شد که عده‌ای تصور کنند که تنش‌ها و اختلافات شدید و جناح‌بندی‌هایی در مجموعه مقدس اتحادیه بوجود آمده است که یقینا رفتارها و افراط و تفریط‌های خواسته یا ناخواسته خود عامل تصورات و برداشت‌های نادرست بود.
همان‌طور که گفته شده " برخلاف نظر بعضی از دوستان، انتقادهایی طرح شده در کوخ که اکثرا به زبان طنز نیز هست، مبانی تشکیلاتی را هدف نگرفته است که بخواهد برای براندازی آن و یا شخصی تلاش کند. بلکه نوعی انتقاد و اعتراض که از سر دلسوزی است که به قصد تخریب تشکیلات و یا شخصی نیست! و به نوعی هم قرار نیست چوب لای چرخ کسی بگذاریم و قرار هم نیست ستایشگران خوبی برای مسئولین باشیم و غلام و کنیز آن ها شویم. بلکه پیرو همان اصولی هستیم که در مبانی تشکیلاتی و چشم اندازمان هم هست. و به نظر من هر کدام از ما باید ناظر بر حرکت در مسیر چشم انداز باشیم و هر لحظه فاصله خود را با آن بسنجیم! نه ‌آن‌که فاصله‌های بر ظن خود را به رخ هم بکشیم!

بحث اصلی سر دانش‌آموزانی است که خوشبختانه یا متاسفانه راه به این وبلاگ پیدا کرده‌اند. اخیرا بزرگواری گفت که دانش آموزان به این وبلاگ می‌آیند و بد است این اختلافات را ببینند و باعث یاس و ناامیدی‌شان از مجموعه شود. اما از این جا به دانش آموزان عزیز اعلام می‌دارم، بنا بر فرموده رهبری (مدظله العالی) که "اين اختلاف نظرها و انشعابهائى که پيدا مي شود، همه يک جور نيست. بعضى انشعابها ناشى از اختلاف در مبانى و در عقايد است؛ بعضى از اينها بحث عقايد و معتقدات نيست؛ بحث منافع است، دعوا بر سر منافع است؛ بعضى از اين اختلافها هيچکدام از اينها نيست؛ مسئله‌‌ سلائق است، اختلاف ديدگاه و اختلاف سليقه در اجراى اصول است؛ در چهارچوب اصول و مبانى، در روشها اختلاف به وجود مى‌‌آيد؛ لذا اينها يک جور نيستند. "( خطبه‌هاي مقام معظم رهبري - نماز جمعه‌ي‌ تهران 21 رمضان 1430)

و اختلاف های طرح شده در کوخ و دغدغه دوستان در روش‌ها و اختلاف سلیقه است، و قرار نیست ما خودزنی کنیم بلکه همه ما در یک جبهه‌ایم و به شکر خدا همه عزیزان زحمت کش اتحادیه پایبند و معتقد به اصول و مبانی‌اند و در تلاش هستند برای محیاسازی سربازان آن آرمان شهر مهدوی (عج) که این انقلاب اسلامی نمایی کوچکی از آن بهشت بزرگ است، و از آنجا که هویت اتحادیه به انجمن های اسلامی‌اش است، تک تک دانش آموزان عضو انجمن اسلامی وظیفه دارند برای حفظ و رساندن پرچم این انقلاب به دست صاحبش تلاش کنند و هرجا ایرادی دیدند، کوتاهی ای دیدند، اختلافی دیدند، بنا بر وظیفه تذکر دهند و خود پیگر مطالبات باشند.
البته ممکن است ما در انجام واجبی چون امر به معروف و نهی از منکر دچار اشتباهی در روش شویم اما قصد و نیت از سر دلسوزی است، و از مسئولین مجموعه نیز خواهشمندم همانطور که درج مطالبی چون طنزهای کوخ و بعضی تعریف و تمجیدها لذت بخش و شیرین است، تلخی بعضی انتقادها را نیز در همه احوال با سعه صدر خود تحمل و با پاسخ کامل و استدلال منطقی خود به آنها، کام ما را شیرین کنند و اگر اشتباهی هم است ما را راهنمایی کنند. و خود بر تبل اختلاف نکوبند و در این و آن جلسه از ما به عنوان کانون اختلافات اتحادیه نام نبرند و ‌ما را به بعضی از خواص مردود و غیره تشبیه نکنند و یک طرفه هم به قاضی نروند که خداوند بهترین قاضی القضات هست.

مخلص کلام امیدوارم کوخ محلی شود برای مطالبه و نقد و بحث و تبادل نظر و به چالش کشیدن خیلی از موضوعات و روش های به کار گرفته شده در تشکل‌هایی چون اتحادیه و غیره و هر کسی تحمل نظر مخالف خود را داشته باشد و با استدلال‌هایی محکم سعی در اقناع مخالفین و مخاطبین برآیند و رفع موانع و حل مشکلات. و به قول عزیزی در این ترافیک گره خورده و سنگین کار فرهنگی که فقط صدای بوق می‌آید به مانند موتورسواری چالاک و زبردست از مسیرهای پر پیچ وخم عبور کنیم تا هر چه سریع‌تر به اهداف‌مان برسیم. ان‌شاءالله

و چه خوب است در این ایام نگاهی و تاملی کنیم به بعضی از سلوک سیاسی امیرالمومنین (علیه السلام) در نگاه رهبری: (در ادامه مطلب)



* الــتــمــاس دعــا


ادامه نوشته

شب قدر!(فزت و رب الکعبه)

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم الرزقنا توفیق الطاعه و بعد المعصیه
اللهم اجعل عواقب امورنا خیرا
اللهم اجعلنا من خیر انصار مولانا صاحب الزمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف)
خدایا توفیق درک و قدردانی شب قدر را به ما عنایت فرما.

خدا را شکر در مجموعه ای مشغول به فعالیت هستم که رهبری در باره آن فرمودند:
((قدر عضویت در انجمن اسلامی را بدانید))

بله‌،یک انجمنی همیشه انجمنی است٬حالا می خواهد مثل بنده ی حقیر توفیق حضور در اتحادیه را داشته باشد یا آن که در جایی دیگر مشغول به فعالیت برای خدا و امام زمان(علیه السلام).
هدف همان هدف٬یعنی کسب رضایت خداوند و پیوستن به اوست و راه و رسالت هم همان.
چنان چه امام خمینی(رحمه الله علیه)فرمودند:
((رسالت انجمن های اسلامی،دنباله ی رسالت انبیاست))

پس اگر واقعا انجمنی باشیم نباید هدف فراموش شود و یکی از بهترین مکانهایی که آدم می تواند به واقع برای خدا فعالیت کند(ان شاء الله) و خودسازی برای سربازی امام زمان(علیه السلام) انجام دهد به راستی همین مجموعه اتحادیه انجمن های اسلامی دانش آموزان(خراسان رضوی)است.مجموعه ای که پیرو خط امامت و ولایت و شهدا می باشد.
از خدا می خواهم از من بگیرد آن چه که توفیق خدمت در این مجموعه را از من می گیرد.

دوستان و مخاطبان کوخ!
زیبایی و جذابیت خدمت در این مجموعه را تا زمانی که در آن حضور نداشته باشید درک نمی کنید.(البته من هم هنوز درک نکرده ام!)
از زبان دوستانی که از اتحادیه برای ادامه رسالت خود به جایی دیگر رفته اند (کسانی که خیر و برکت خدمت در این مجموعه مقدس را درک نموده اند)بارها شنیده ام"خوش به حالتان٬قدر خودتان و لحظات حضور در اتحادیه را بدانید"

*اگر بخواهیم به فرعیات و حواشی بپردازیم دیگر کار در این مجموعه کم اثر می شود.قرار باشد
کوچک ترین مشکلات را آن قدر بزرگ جلوه دهیم که همه فکر کنند الان اوضاع وخیم است٬کار درستی نیست.(مومنان در صبر و غلبه بر مشکلات شناخته می شوند)
این مشکلات همه فرع است و در همه جا وجود داشته و هست و حل آن راه مناسب خود را دارد.
اصل چیز دیگری است و مهم.
وقتی ما بخواهیم به اصل خدمت در اتحادیه و هدفمان توجه کنیم زیبایی و قداست کار در این مجموعه را درک میکنیم.

خیلی سرتان را درد نیاورم فقط می خواستم خدا را بابت توفیق خدمت به خودش(ان شاء الله) آن هم در اتحادیه شاکر باشیم و از او بخواهیم به حق این شب های قدر و روزهای عزیز ضیافت الله توانایی خدمت به خودش راتا آخرین نفس در وجودمان نهاده تا برای او باشیم،برای او زندگی کنیم،برای او نفس بکشیم،برای او بمیریم و از همه چیز بگذریم و  ما را از یاران راستین امام مهدی(روحی فداه)قرار دهد.

التماس دعا!