دلتنگی یک بابا
بـسـم الله الـرحـمـن الـرحـیـم
ســلام

پ.ن:
* امروز تنها بود و همین که من را دید گفت: دلم برای بچه ها خیلی تنگ شده، اتحادیه خیلی ساکته و خلوت، امتحاناتشون کی تموم میشه؟ اگه دیدیشون سلام منو برسون.
منم گفتم حاجی نوری،از این طریق، خودش سلامش را به بچه ها برساند.
+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۸۹/۰۳/۱۹ ساعت 19:57 توسط رضا رویانی
|